از بهر نشیمن شه عرش جناب
بنگر که چه خوش دست به هم داد اسباب
گردید سپهر خیمه و انجم میخ
شد سدره ستون و کهکشان گشت طناب
برچسب:
نویسنده: محمد کریمی
به رخ جا داده ای زلف سیه را
به کام عقرب افکندی تو مه را
که دیده عقرب جراره فایز
زند پهلو به ماه چارده را؟
برچسب:
نویسنده: محمد کریمی